![]() |
![]() |
|
| دریافت ها |
|
منش یعنی تقدیر
و هر چه کلام انسان دقیقتر باشد منش او نیرومندتر و تاثیرش بر تفدیرش بیشتر است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 11:24 توسط شهرام و بانو |
|
|
به نظرم اکثر انسان ها در طول تاریخ با چهار چیز آزمایش شده و میشوند :
قدرت ، ثروت ، شهرت و شهوت ؛ البته هر کس اغلب با یکی بیشتر امتحان میشود ، و آن یکی را فقط خودش می تواند تشخیص دهد .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:0 توسط شهرام و بانو |
|
|
اگر هر کدام از درس های دنیا را فقط یکبار می آموختیم (نه ده ها بار) :
راحت میشدیم (هم خودمان هم اطرافیانمان).
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 11:17 توسط شهرام و بانو |
|
|
باید در موقعیت مورد نظر بود تا بتوان قضاوت کرد
گاه زخمی که به پا داشته ام ، زیر و بم های زمین را به من آموخته است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 13:45 توسط شهرام و بانو |
|
|
به نظرم زمان هوشمند است
و نسبت به دیکتاتوری و اعمال فشار ما عکس العمل نشان میدهد اگر بخواهیم زود بگذرد دیر میگذرد و اگر نخواهیم بگذرد با سرعت میگذرد پس بهترین راه شناور شدن در زمان حال است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 20:16 توسط شهرام و بانو |
|
|
به نظرم هرگاه ایمان و منطق با هم در تضاد باشند ،
ایمان پیروز میشود .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 12:20 توسط شهرام و بانو |
|
|
اکثر غریب به اتفاق مردم معتقدند عمری دراز در پیش دارند ؛
و مدام تصمیمهایی را که باید امروز بگیرند به فردا و فرصت های دیگر و بهتر موکول میکنند ؛ اما مرگ ، ناگهان از راه میرسد ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم اسفند 1390ساعت 12:15 توسط شهرام و بانو |
|
|
انسان ها تبدیل میشوند به آنچه که:
زیاد میبینند و زیاد میگویند. آینده متعلق به کسانی ست که میدانند: چه ببینند و چه بگویند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 11:44 توسط شهرام و بانو |
|
|
اغلب مردم مانند خوابگرد ها که در خواب راه میروند
پیوسته و در سراسر زندگی حواسشان پرت است به گونه ای زندگی میکنند که گویا خواب هستند ؛ به خطا ، مشکلات و شکست (بعضا هم خاطرات خوب) گذشته فکر میکنند؛ یا ترس از آینده و اتفاقات احتمالی ذهن آنها را مشغول کرده ؛ و همین آنها را از کار فعلی و موفقیت نسبی باز میدارد . تمرکز بر کار فعلی و زمان حال راه دسترسی به پستچی الهام و راه گریز از مشکلات است ؛ (باید در خانه باشیم تا مرسوله پستچی را بتوانیم دریافت کنیم ) و تنها زمانی میتوان در حال زندگی کرد که به کاری مشغول باشیم که هم درست است و هم از آن لذت میبریم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 14:37 توسط شهرام و بانو |
|
|
نخست
درست بخواهیم و آنگاه صبر راه پدیدار خواهد شد اما باید در زمان حال در خانه وجودمان باشیم تا پستچی الهام بتواند پاسخ هستی را به ما برساند
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 14:11 توسط شهرام و بانو |
|
|
کنترل زبان مهمترین راه خوشبختی ست
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 12:27 توسط شهرام و بانو |
|
|
ای خدای بزرگ
ای که میبخشی به هر که از تو بخواهد و به هر که نخواهد هر روز بیادمان بیاور که از میان تمام نعمت هایی که به ما ارزانی داشته ای ، بالاترین آن محبت است . خدایا دلهامان را بگشا ؛ نه فقط بروی نزدیکان و عزیزانمان ، بلکه بروی همه انسانها . یاری مان کن تا دیر قضاوت کنیم و زود ببخشیم ؛ یاری مان کن تا شکیبایی ، همدلی و مهربانی کنیم .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 15:10 توسط شهرام و بانو |
|
|
آنکه چرایی دارد
چگونه را می یابد و آنکه ماموریت خود را بیابد درست تر عاشق میشود
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 12:42 توسط شهرام و بانو |
|
|
اینگونه نگاه کنیم... مرد را به عقلش نه به ثروتش زن را به وفايش نه به جمالش دوست را به محبتش نه به کلامش عاشق را به صبرش نه به ادعايش مال را به برکتش نه به مقدارش نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش دل را به پاکیش نه به صاحبش خانه را به آرامشش نه به اندازه اش اتومبيل را به کاراییش نه به مدلشغذا را به کيفيتش نه به کميتش درس را به استادش نه به سختیش دانشمند را به علمش نه به مدرکش مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش جسم را به سلامتش نه به لاغریش
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 14:4 توسط شهرام و بانو |
|
|
انصاف ترکیبی است از محبت و عدالت
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 19:1 توسط شهرام و بانو |
|
|
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است ، که در افسون گل سرخ شناور باشیم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 12:13 توسط شهرام و بانو |
|
|
گویا رسالت ما در هستی این بوده که ماه باشیم
انعکاس دهنده هر نور و نعمت الهی یکی از این نعمات رحمانیت بوده و هر کس رحمانیت را انعکاس دهد بلند آوازه میشود رحمانیت یعنی بدست آوردن دلها یعنی عشق به انسان ها ماه از برکت عشق ، ماه (بلند آوازه) میشود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آذر 1390ساعت 14:57 توسط شهرام و بانو |
|
|
گاهي وقتها نبايد تعريف كرد ؛
بعضي چيزها را نبايد تعريف كرد ؛ نامش را كه بگويي كافي است ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آذر 1390ساعت 0:0 توسط شهرام و بانو |
|
|
میروم خوش ، به سبکبالی باد
همه ذرات وجودم ، آزاد همه ذرات وجودم ، پرواز
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 11:29 توسط شهرام و بانو |
|
|
پاییز برگ ریزان هم زیباست
اگر هر روز دقایقی را برای دانایی(داناتر شدن) نکویی(خیر رسانی به دیگری) و زیبایی(زیباتر شدن خودمان افکارمان رفتارمان گفتارمان منزل مان اداره و...) بگذرانیم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 14:30 توسط شهرام و بانو |
|
|
همه دوست داریم آنگونه که میخواهیم زندگی کنیم
چقدر دیگران را محق میدانیم که آنها هم آنگونه که دوست دارند زندگی کنند ، حرف بزنند و رفتار کنند؟ (حتی اگر مورد پسند ما نباشد) چه اندازه از عمر ما به قضاوت در مورد دیگران سپری میشود؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام مهر 1390ساعت 17:35 توسط شهرام و بانو |
|
|
علت هر حادثه زشت و زیبایی که برای ما رخ میدهد را ابتدا باید در درون خود جستجو کنیم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 9:36 توسط شهرام و بانو |
|
|
قضاوت کمتر در مورد دیگران راهی ست بسوی آرامش بیشتر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 13:7 توسط شهرام و بانو |
|
|
چیزهای شگفت انگیز بسیاری هست که اگر ما برای اتفاق افتادنشان آستین بالا نزنیم هرگز اتفاق نمی افتند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم مهر 1390ساعت 11:52 توسط شهرام و بانو |
|
|
کسی که در جستجوی بخشایش است
خود باید بتواند ببخشاید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 14:26 توسط شهرام و بانو |
|
|
تغییر توام با حفظ ارزش ها هنر زندگی دوران ماست.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 11:49 توسط شهرام و بانو |
|
|
وظیفه ما در زندگی در یک کلام تبدیل شدن به معبر است
معبری برای عبور هر نیکی که هستی به ما بخشیده و برای رساندن آن به دیگران یا تسهیمش در میان ایشان ؛ کما اینکه تمام داشته های ما نیز از مسیر انسان های دیگر (اعم از پدر ، مادر ، خانواده ، فامیل ، دوست ،آشنا ، معلم و مربی و مردم عادی و غریبه) به ما رسیده است ... چقدر از آنچه هستی به ما بخشیده را میبخشیم؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 13:44 توسط شهرام و بانو |
|
|
هر چیزی در دنیا بهایی دارد
به محض آنکه آنرا بپردازی ، آن چیز مال توست این بهاست که متنوع و متفاوت است : آبرو ، جان ، مال ، تجربه ، وقت ، ارتباطات و....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 15:3 توسط شهرام و بانو |
|
|
هیچ انسانی دوست یا دشمن ما نیست
هر انسانی که در مسیر ما قرار میگیرد معلم ماست و قرار است که چیزی به ما بیاموزد هیچ تجربه منفی تا زمانی که درس آنرا نیاموخته ایم از زندگی ما حذف نمیگردد و دوباره تکرار میشود ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 17:20 توسط شهرام و بانو |
|
|
هویت ما یعنی تصویر ما از خودمان (آنچه واقعا هستیم) ،
تصور ما از خودمان (آنچه نیستیم و میپنداریم که هستیم) و مفروضات ما (دلایلی که باعث ایجاد این پندارها شده اند)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 12:42 توسط شهرام و بانو |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
دریافت های شخصی من و همسرم از دنیا
|
| پیوندها |
|
لک لک ها نقطه سر خط یوسف گردان آموزش کامپیوتر در سه سوت قطره محال اندیش معصومیت ذهن زیبا زندگی آفتابی شعرهای نو صد گنج زندگی لیموناد |
|
RSS
|